محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
48
عرفان الحق ( فارسى )
رياست در طاعت و عدم ملاحظه خلق در عبادت . هر عملى كه با خلوص نيت بود طاعتست و هر طاعتى كه بريا شود معصيت . اهل اخلاص طاعت لوجه الله كردند و باغراض دنيا و آخرت شرك بدرگاه احديت نياوردند . و مخلص ظاهرش در عمل با باطن مساوى است و بهقدرى كه در اخفاى حسناتش ساعى است در اخفاى سيئاتش نيست . از احاديث قدسيه يا كلمات معراجيه است الاخلاص سر من اسرارى استودعه قلب من احب من عبادى . ( 78 ) . و بمشرب فقير خدمت يار را از اغيار پنهان داشتن اخلاص مبتديست ، كمال و مقامى نيست . حق اخلاص آنست كه محب صادق غير از محبوب خود چيزى در نظرش نماند كه طاعت خود را از او بپوشد يا به او بفروشد . در جلوت خلق را نبيند و در خلوت خود را . مناسب اين حال ؛ يكى از مشايخ مريدى را امر به هيزمكشى كرده بود . روزى آن مريد پشته هيزمى را به سختى از شانه انداخت ، شيخ از حجره بيرون تاخت و فرمود اى بىادب اظهار خدمت كردى ؟ اين هيزم را ببر كه براى خدا نياوردى . اين هيزم طبخ هوا را سزد و آش اهل فنا را نپزد . برو كه هنوز خامى وقتى بيا كه ندانى كدامى . فقيران دست و پا را بجاى هيزم در اجاق پيران نهند و از شوق دست و پا را از هيزم تميز ندهند . حاصل اينكه ارباب خلوص خدمت را به جائى رسانند كه اخلاص را هم ندانند . اخلاص عام تصفيه عمل از كدوراتست و اخلاص خاص خروج خلق از معاملات و اخلاص أخص نسيان رؤيت